شیوآ قـلـم مـی زنی بـر جانـم و من ، کودکـانه ، حقایـقِ مدروکِ ذهنـم را بر پیکـره ی

سپیـد کاغـذ نقش مـی زنم.


همیشـه نمـی تـوان ، وضـوحِ مفـاهیمِ انتـزاعات را آن طور کـه هست منعکـس کـرد !

و همیـن چنـد جملـه ی گُـنـگ ، مـی شود تمامِ برداشتِ تـو از آن وجـودِ لایتناهـی !!


بـه یقـیـن ، ایـن ضعـفِ زبـانِ اَلکـنِ آدمی است ؛ چرا کـه هزار و اندی سال است

کـه بلاغـتِ آیاتِ آسمانی جنابتـان - اللّـه تعالـی - بشر را بـه خشـوع واداشتـه ...