بگذاریم و بگذریم ... مثل رود !
پدرم می گوید : "در برخورد با ناملایمات زندگی ، باید مثل رود باشی ، که بی هیچ وقفه ای می گذرد!"
اما من در ذهنم تصور می کنم که یعنی آن آب زلال ، در برخورد با تکه سنگ های عظیم و سخت ، که
سدِّ راهش می شوند ، هیچ گزندی نمی بیند ؟! یا حتی خاطرش هم از سختی سنگ ها آزرده نمی
شود ؟!

+کآش روحمان آنقدر بزرگ شود که ناخوشی ها را بگذاریم و بگذریم ... نه اینکه مثل باری سنگین ،
خاطره ی تلخش را با خود به این طرف و آن طرف بکِشیم ! که بشود سوهانِ روحمان .
++مشکل آن نیست که آسان نشود / مرد باید که پریشان نشود!
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 12:8 توسط محیا
|